چهارشنبه 1385/09/29
به مناسبت سفر احمدي نژاد به استان كرمانشاه
شنبه 1385/09/25
گزارش مراسم روز دانشجو
بابه تیک له مه ر روژی خویندکار

.jpg)
کوردی kurdi
بو يه که م جار خويندکاراني کورد ده ريو ره سمي 16 ي سه رما وه ز دا به شيوه ي ره سمي به شداريان کرد و خويان وه ک هيزيکي سه ربه خو سه لماند.4 شه مه 15 ي سه رما وه ز کات ژمير 12:20 به به شداري کورده کان ،چه په کان و ده فته ري ته حکيمي وه حده ت ريو ره سميک به ريوه چو و تييدا زياتر له 1000 که س به شداريان کرد.
بو يه که م جار بوو که کورده کان وه ک هيزيکي جياواز ده و کوبونه وه يه دا به شداريان ده کرد و سالاني پيشوو زورتر وه ک ته ما شاوان ده چوو نه ئه و جوره کوبوونه وانه.ده و ريو ره سمه دا دواي خويندي سرودي ئه ي ئيران کورده کان سرودي نه ته وهيي ئه ي ره قيبيان خوينده وه و پاشان ده کاتي خوي دا که ئيزني قسه و دروشم بو لايه نه کاني تريش هه بي سرودي ئه ي شه هيد و دروشمي " کوردوستان،گورستاني فاشيستان"،"زينداني سياسي ده بي ئازاد بکري"،"گوردستاني خومانه ،قه ت نايده ين به بيگانه" و .. کوتراوه.
ده دريژه دا به يانيه ي خويندکاراني کوردي زانکوکاني تاران دابه ش کرا و له و تريبونه ره سميه دا خويندرايه وه.پاشان چوونه سه ر ده ر کهي ئه سلي زانکو نوسراوه ي پلاکارد و دروشمه کانيان دوپات ده کرده وه.له ته واوي ئه و ماوه يه دا هيزه کاني رژيم زانکويان گرتبوو ئاماده ي په لامار بو خويندکاران بوون.به خويندنه وه ي سرودي نه ته وه يي کات ژمير 2:40 کوتايي به ريو ره سمه که هينرا.له ئيران دا و ده چاپه مه نيکان دا ئاماژه يه ک به خواست و دروشم و سرودي کورده کان نه کرا و سانسور کرا به لام زور که س له فارس و لر و غه يري کورد هاوکات ده گه ل کورده کان بوون و دروشميان ده دا و پشتيوانيان له کورده کان ده کرد.

فارسیfarsi
براي اولين بار در تاريخ جنبش دانشجويي کرد و در ايران در مراسم 16 آذر امسال کردها به عنوان يک نيروي مستقل و مجزا شرکت نمودند.4 شنبه 15 آذر 85 ساعت 12:20 با شرکت کردها ،چپ ها و اعضا و طرفداران دفتر تحکيم وحدت مراسمي در پاسداشت 16 آذز و با مشارکت بيش از 1000 نفر برگزار شد.
در سالهاي قبل کردها بدون برنامه و به عنوان سيا ه لشکر و تماشاچي در اين مراسم شرکت مي کردند در حالي که امسال به شيوه اي سيستماتيک و برنامه ريزي شده شرکت کرده و بهد از سرود اي ايران که از سوي عده اي از دانشجويان خوانده شد ،کردها سرود اي رقيب سرود ملي کردستان سر داده و در ادامه به ترتيبي که فرصت به گروه هاي چپ و تحکيم نيز داده شود آنها سرود اي شهيدان و شعارهاي خود را"زنداني سياسي آزاد بايد گردد"،"کردستان،گورستان فاشيست ها"،جنايت در کردستان ،محکوم بايد گردد" و ... سر مي دادند.
در ادامه بيانيه دانشجويان کرد دانشگاه هاي تهران از اين تريبون خوانده شد و دانشجويان به سر در اصلي دانشگاه رفته و شعارهايي سر مي دادند.در طول اين مدت دانشگاه از سوي نيروهاي رژيم در محاصره کامل بود. نشريات و خبرگزاري هاي ايران از مشارکت کردها صحبت کرده اما به مطالبات و شعارها و سروده هاي آنها اشاره اي نداشته و فضاي سانسور را بر آن حاکم نمودند.در حالي که تعدادي از غير کردها در همين روز در صف دانشجويان کرد سروده و شعارهاي آنها را تکرار کرده و از خواست بر حق شان پشتيباني نمودند.حول و حوش ساعت 2:40 با سرودن سرود ملي کردستان کردها به کار خود پايان دادند.
--------------------------------------
دانشگاه فراموش کرده است....
بیانیهی دانشجویان کرد دانشگاههای تهران به مناسبت روز دانشجو
تاریخ خون بار آزادیخواهی بسی خاطره ها را در بطن خود پنهان دارد و هر خاطره روایتگر رنج هزاران انسان در راه دستیابی به آزادیخواهی می باشد.ملت کرد تراژدیک ترین سرنوشت ها را در قرن اخیر داشته، هر روزش خاطره ای پر درد و هر خاطره ای ستم دیده گی اش را،استواری اش را و پایداری اش را نشان گر است،همچنان که سرکوب گری،نااستواری و ناپایندگی دشمنانش را.
هر روز این ملت تجربه رنج است و تجربه مداوم رنج، او را از پاسداشت خاطراتش باز داشته است،هر چند تنگ نظری و کوته اندیشی آنان که خود را آزادیخواه می نامند،حتی این خاطرات را نیز به حاشیه رانده است. آنچه امروز ما را در این مکان گرد هم آورده یادآوری تاریخ آزادیخواهی این سرزمین است و ناکامی های مداوم در دست نیافتن به آرمان های آزادیخواهانه توجیه گر عزم ما برای این پاسداشت می باشد. در شرایطی که جنبش آزادیخواهانه ی ملیت های ایران در بدترین شرایط خود به سر می برد، آرمان های مساوات طلبانه در کردستان بیش از هر جای دیگری در معرض تهاجم استبداد قرار گرفته است، چنانکه :
1- سیاست های تبعیض ،انکار ،سرکوب و نقض گسترده حقوق بشر در تمامی ابعاد خود در کردستان تداوم دارد ،نه دولت مستعجل اصلاحات این سیاست ها را متوقف کرد و نه دولت پادگانی،مهرورزی نمود،بلکه این سیاست ها را دوصد چندان ادامه داد.چنانکه در دولت پادگانی دستگیری های گسترده شهروندان کرد به اتهام فعالیت سیاسی،بازداشت غیر قانونی روزنامه نگاران کرد،قتل شهروندان کرد به نام مبارزه با قاچاق کالا،تداوم و تشدید حکومت وحشت بر شهرهای کردستان،ممانعت از شکل گیری نهاد های مدنی،توقیف نشریات کردی ، دستگیری،اخراج و تبعید معلمان کردستان با شدیدترین درجات خود در حال اجراست.
2- در سطح دانشگاه،دانشجویان کرد به دلیل مسائل ملی مورد شدیدترین فشارها و تبعیض ها قرار گرفته اند،چنانکه چندین دانشجوی کرد از ادامه تحصیل محروم شدند،گروهی به تعلیق از تحصیل محکوم و تنی چند از دانشجویان پذیرفته شده در آزمون دکتری توسط نهادهای غیر قانونی گزینش تحت فشار قرار گرفته اند، تعدادی از نشریات دانشجویی کردی در ارومیه و یزد توقیف شده و از ایجاد نهادهای مستقل دانشجویی ممانعت به عمل می آید.
در این میان ملت کرد همواره برخواسته های اساسی خود عملا تاکید داشته و همپای سایر ملیت های ایران خود را مدافع آرمان های دمکراسی و آزادی می داند .
در پایان ضمن پاسداشت دوباره ارزشهای به وجود آورنده 16 آذر،آزادیخواهان واقعی را متوجه شانزده آذرهایی که هر روز در کردستان روی می دهد فرا می خوانیم .
بر این اساس خواهان :
- احترام گذاردن به حقوق انسانها،آزادی های اساسی و توجه نهادهای جهانی حقوق بشری
- برچیده شدن میلیتاریزم در کردستان
- آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی،مدنی و رفع توقیف از نشریات مستقل
- پایان دادن به محرومیت از تحصیل دانشجویان ستاره دار و روند تعطیلی نشریات دانشجویی بوده و در راس تمامی مطالبات خود خواستار به رسمیت شناخته شدن اراده مشروع مردم کردستان در تعین سرنوشت خود می باشیم.
شنبه 1385/09/25
دانشگاه زنده است
dana.shahsavari@gmail.com
در همه سو حضور نيرو هاي انتظامي و لباس شخصي و بسيجي به چشم مي خورد. نيروهاي امنيتي دور تا دور دانشگاه را محاصره كرده بودند. هر حرکتي را زير نظر داشتند. حتي به عابران هم که مشکوک مي شدند، آنان را متوقف مي کردند و علت حضورشان را مي پرسيدند. برخي كه از ديد آنان، پاسخ قانع كننده اي نداشتند به سرعت دستگير مي شدند. اين حضور نظامي، به علت تجمع دانشجويان دانشگاههاي تهران در دانشكده فني دانشگاه تهران، در پاسداشت روز دانشجو بود.
حضور نيروهاي امنيتي تقريبا از ساعت 11 و نيم پر رنگ تر شد، در همه جا بودند، گرداگرد دانشگاه، در خيابانهاي انقلاب، قدس، پورسينا وخيابان 16 آذر. متر به متر يک مامور و همه براي ايجاد حلقه محاصره دانشگاه. تعدادشان به جلوي سر در اصلي دانشگاه که مي رسيد ديگر حضوري تمام نظامي بود. تقريبا جلوي هر كدام از در ها حدود دويست مامور مجهز به باتوم، دستبند، كلاه كاسكت، و چند تني هم اسلحه mp5 حضور داشتند تا مبادا دانشجويان به صورت سازماندهي شده از دانشگاه بيرون بيايند. با اين حال هجوم دانشجويان به در 16 آذر موجب شكستن در شد؛ ولي ماموران نيروي انتظامي بلافاصله با دستگاه جوشي كه از قبل آماده داشتند، دست به کار شدند و در جلوي چشم دانشجويان خشمگين دوباره جوش داده شد.
در جنوب و غرب دانشگاه، يعني در خيابان انقلاب و 16 آذر نيز ماموران زيادي كه بيشترشان افسر بودند، مردم را متفرق مي کردند و اجازه ايستادن نمي دادند. حتي به چند كتابفروشي نيز تذكر داده شد که افرادي را كه جلوي ويترين جمع مي شدند، متفرق کنند.
شهر در دست موتورسواران
در ضلع جنوبي خيابان انقلاب، مقابل در اصلي دانشگاه تهران صف طويلي از اتومبيل هاي شخصي ايستاده بودند كه در هر كدام افرادي با بي سيم نشسته بودند و مدام گزارش مي كردند. همه آنان لباس شخصي بودند.
موتور سواران متعددي نيز در جاي جاي اطراف دانشگاه بخصوص در خيابان انقلاب و 16 آذر با موتور هاي" تريل"، "پولسار"، "bmw" و موتور هاي هوندا و سوزوكي چهار سيلندر درحال گردش به دور دانشگاه بودند. راكبان موتور هاي چهار سيلندر افرادي كاملا پوشيده با لباسهاي تمام چرم و كلاه كاسكت مخصوص بودند و دردست راكب پشتي نيز بي سيمي وجود داشت.آنها به هيچ كسي، حتي مامورين و لباس شخصي ها توجهي نمي كردند، راه خودشان را مي رفتند و هرگز نمي ايستادند.
همچنين در كوچه هاي خيابانهاي اطراف دانشگاه از جمله كوچه بهنام، راهنما، فخر رازي، 12 فروردين، دانشگاه ژاندارمري و... نيروهاي زيادي بصورت صف و پشت سر هم به حالت آماده باش حضور داشتند تا در صورت لزوم وارد عمل شوند، تعداد آنها را نمي شد تخمين زد، شايد در هر كوچه بالغ بر 300 نفر.
در اين كوچه ها همچنين تعداد زيادي اتوبوس، ميني بوس، خودروي ون، تويوتا هاي نيروي انتظامي و لندكروزر هاي وزارت اطلاعات به چشم مي خورد. تعداد اين اتومبيل ها هم بسيار زياد بود بطوريكه بازشناسي برخي از آنان از اتومبيل هاي شخصي مشكل بود.
ماموران در پاره اي اوقات با مردم درگير مي شدند. در همه موارد هم رفتارشان خشن و همراه با توهين و بر زبان راندن کلمات رکيک بود. مثلا وقتي يكي از ماموران جواني را دستگير كرد، سرهنگي كه آنجا بود بلند گفت: "ببر به ماشين اطلاعات تحويل بده اين بي پدر مادر را".
به خودتان رحم كنيد
اما در همين حين بودند برخي ديگر از مامورين که آهسته، و به گونه اي كه مامورين ديگر متوجه نشوند به رهگذراني كه مي ايستادند مي گفتند: "برويد، زود تر برويد، به جواني خودتان رحم كنيد، اينها امروز دستور دارند هر كاري كنند تا جو متشنج نشود، شما را به خدا قسم برويد".
در همين حال دوربين به دست هاي زيادي بدون هيچ نگراني و محدوديت مشغول فيلمبرداري از دانشجويان و همچنين از مردمي كه لحظه اي مي ايستادند بودند. از جمله دوربين صدا و سيما و شبكه سحر و البته دوربين هايي بي نام.
آنها بر تمام در هاي دانشگاه قفل و زنجير ده بودند و اجازه ورود و حتي خروج هم نمي دادند. به بسياري از مراجعين مي گفتند دانشگاه تا شنبه تعطيل است! حتي به برخي كه براي پيگيري امور دانشجويي خود از شيراز وكردستان آمده بودند، نيز همين جواب را مي دادند: دانشگاه تا شنبه تعطيل است. البته بسياري از كلاسها نيز به دستور مديريت دانشگاه تعطيل شده و ليست دانشجويان را به انتظامات داده بودند تا آنان را به دانشگاه راه ندهند.
در مقابل، براي آنکه مردم نبينند در داخل دانشگاه چه مي گذرد، 11 اتوبوس شركت واحد را پشت سر هم در مقابل در اصلي قرار داده بودند. صفي از مانع آهني در برابر نگاه کنجکاو و نگران مردم. مردمي که دانشجويان در پشت درهاي قفل زده اصلي دانشگاه، پلاکاردهاي خود را به سوي آنان بالا گرفته بودند تا ببينند و بدانند که فرزندشان چه مي گويند.
مردم نمي ديدند، اما مي شنيدند که دانشجويان فرياد مي زنند: "مي كشم، مي كشم، آنكه برادرم كشت"، "دانشجو، دانشجو، اتحاد اتحاد"، "پينوشه، پينوشه ايران شيلي نمي شه"، "رئيس انتصابي نمي خواهيم" و...
در اينجا لباس شخصي ها و مامورين نيروي انتظامي كه روي لباس برخي از آنها نوشته بود "پليس كوهستان" کوشيدند مردم را متفرق کنند. از اين رو چند مورد درگيري رخ داد كه طي آن تعدادي كه اغلب جوان بودند دستگير شدند.
يكي از ماموران زير لبي به عابري که به اصرار مي خواست بداند بر سر دستگير شدگان چه مي آيد، گفت: "آنها به پليس امنيت تهران تحويل مي شوند و پليس امنيت هم آنان را به عشرت آباد منتقل مي كند." بعد با لحن اندوهگيني افزود: " بقيه اش ديگر با آنان است، ما فقط وظيفه داريم كنترل كنيم".
وي اغلب نيروهاي انتظامي حاضر را از نيروهاي "پليس امنيت" خواند و پچ پچ کرد: "از ما نيستند اينها."
در خيابانهاي اطراف چند روحاني نيز با محافظ حضور داشتند. روحانيوني که با يک دست عمامه هايشان را گرفته بودند و با دست ديگر بي سيم .
يك ساعت پس از آغاز مراسم حضور نيروهاي بسيج با لباس بسيجي و نيز بي سيم، حضور غالب بود.
دانشگاه زنده است
اما در داخل؛ دانشجويان قصد گراميداشت روز 16 آذر را داشتند.
اين مراسم كه با اعلام قبلي و فراخوان دفتر تحكيم وحدت و تشكل هاي دموكراسي خواه دانشجويي و تحت عنوان "دانشگاه زنده است" آغاز شد در پي آن بود تا با گراميداشت روز دانشجو و روز آسماني شدن "سه آذر اهورايي" انتقادات خود به نوع مديريت دانشگاهها در دو سال گذشته را هم بيان كند.
تجمع اين دانشجويان كه تعداد آنان بين 700 تا 2هزارنفر تخمين زده شد، طبق اعلام قبلي در حدود ساعت 12 و 20 دقيقه در مقابل دانشكده فني دانشگاه تهران آغاز شد.
دانشجويان با خود پلاكاردهاي متعددي حمل مي كردند كه بر روي آنها جملاتي ازقبيل "در راه آزادي جز زنجيرهامان چيزي براي از دست دادن نداريم"، "اسانلو، زرافشان آزاد بايد گردند"، "كردستان، گورستان فاشيسم"، "از آسمان دانشگاه گر تير فتنه بارد، جنبش ادامه دارد"، "گزينش دانشجو ملغي بايد گردد"، "بر سينه دانشجو، ستاره افتخار است"، "بر پا خيز از جا كن بناي كاخ دشمن"، "مرگ بر استبداد"، "دانشجو ميميرد ذلت نميپذيرد" و... ديده مي شد.
در ابتداي اين تجمع دانشجويي، آرمين سلماسي از فعالان دانشگاه اميركبير ضمن سخناني گفت: "ما در سالروز 16 آذر به دعوت دفتر تحكيم وحدت گردهم آمدهايم تا صداي ظلمستيزي ملت را به گوش جهانيان برسانيم".
در ادامه علي نيكونسبتي، عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت طي سخناني اظهار داشت: "خوشحاليم از اينكه گروههاي مختلفي از دانشجويان گردهم آمدهاند تا فرياد اعتراض سر دهند.ما در اينجا اعلام مي کنيم که به علت محدوديت فعالان دانشجويي و تشكلهاي دانشجويي در دانشگاه خواستار بركناري وزير علوم و پاسخگويي رييس دولت هستيم".
نيکونسبتي ادامه داد: "ما بارها خواستار مجوز براي اين برنامه بوديم، و اعلام کرديم به هر نحو ممکن برنامه را برگزار خواهيم کرد و عليرغم تمام کارشکني ها اين برنامه را امروز برگزار کرديم".
نيکونسبتي در ادامه با بيان اينکه استبداد سياسي بايد از بين برود گفت: "وزير علوم از وابستگان باهنر، نماينده مجلس، است و به خاطر اين وابستگي به اين سمت منصوب شده و همين مسئله باعث مي شود کسي به او اعتراضي نکند".
علي نيکونسبتي، سپس گفت: "از آقاي خامنه اي مي پرسم بر اساس کدام قانون يک دانشجو در زندان مي ميرد؟"
در ادامه برنامه سهراب کريمي، بيانيه فعالين کرد را قرائت کرد. و پس از آن يکي از فعالين دانشجويي دانشگاه تهران به قرائت بيانيه جمعي از فعالين دانشجويي چپ پرداخت.
در ادامه اين مراسم وحيد عابديني، از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه تهران، به سخنراني پرداخت. عابديني در سخنان خود گفت: "خواسته ما اين است که رئيس دانشکده و دانشگاهمان انتخابي باشد، خواسته ما اين است که کميته انضباطي با فعالين دانشجويي برخورد نکند، خواسته ما اين است که نشريات دانشجويي آزاد باشند، ما خواستار حق تدريس و تحصيل آزادانه ايم".
"عابديني در پايان خواستار حاکم شدن دموکراسي و آزادي در دانشگاه شد".
در ادامه علي عزيزي، نايب دبير انجمن اسلامي پلي تکنيک، ضمن سخناني گفت: "دانشجويان سه ستاره، دوستان ما بودند که به خاطر دفاع از حقوق ما اکنون در ميان ما نيستند و اين بزرگترين ننگ براي دولت احمدي نژاد است".
عزيزي در ادامه با اشاره به اينکه تخريب ساختمان هاي انجمن هاي اسلامي دانشجويان تخريب پايگاه هاي انتقاد به دولت و حاکميت است، افزود: "انجمن هاي اسلامي فراگيرترين تشکل هاي دانشجويي در سراسر کشور هستند و ننگ برخورد با اين تشکل ها بر دامن وزير علوم هست و به راحتي پاک نمي شود".
عزيزي در ادامه انتصاب روساي دانشگاه ها را "تحميل و توهين" به دانشگاه دانست و گفت: "هر گونه تحميل بر فضاي آزاد دانشگاه محکوم به شکست است".
عزيزي در ادامه با بيان اينکه احمدي نژاد از دانشجويان بسيجي خواسته تا فرياد بزنند تا او بتواند راحت تر دانشگاه ها را قلع و قمع کند، گفت: "اين بار ما بر آن ها فرياد مي زنيم".
سخنران بعدي اين تجمع مهندس سياسي راد، از پيشکسوتان انجمن اسلامي پلي تکنيک، بود. سياسي راد در سخنان خود گفت: "ما امروز اينجا جمع شده ايم تا از حقوق همه قشرها بر مبناي اعلاميه جهاني حقوق بشر و حقوق شهروندي دفاع کنيم. ما خواستار استقلال دانشگاه ها، آزادي زندانيان سياسي، تضمين حقوق سياسي و حقوق شهروندي همه آحاد ملت ايران هستيم".
در ادامه برنامه بيانيه کميسيون زنان دفتر تحکيم وحدت توسط نيلوفر گلکار، عضو اين کميسيون قرائت شد. در اين بياينه آمده است: "کميسيون زنان تحکيم، افزايش فشار ها و برخورد با دختران دانشجو، محروميت از تحصيل و احضارهاي پياپي آنها به کميته هاي انضباطي را محکوم مي کند و يادآوري مي نمايد که دختران علاوه بر استبداد، قرباني مردسالاري نيز هستند و مشکلات خاص خود را دارند که تنها ناشي از جنسيت آنهاست. افزايش برخورد در زمينه پوشش دختران، فشار بر دختران در رابطه با ساعات ورود و خروج به خوابگاه ها، توزيع نابرابر امکانات ورزشي، تفريحي و آموزشي به دليل تفکيک جنسيتي محيط هاي دانشجويي، اعمال سهميه بندي جنسيتي در پذيرش دانشگاه ها که به صورت مخفيانه اعمال مي گردد، سياست هاي پنهان در زمينه ي عدم پذيرش زنان به عنوان اعضاي هيئت علمي و پست هاي مديريتي در دانشگاه از جمله مسائلي است که پي گيري جداگانه مسائل زنان را ضروري مي سازد".
تقي رحماني، عضو شوراي فعالان ملي ـ مذهبي نيز در ادامه اين تجمع طي سخناني با بلند گوي دستي گفت: "دانشگاه خاستگاه بحثهاي آزاديخواهانه و عدالتطلبانه است. سه دانشجوي شهيد 16 آذر هم براي اين هدفها كشته شدند".
حركت يكباره نه
رحماني افزود: "حركت بايد استمرار داشته باشد نه اينكه يك بار حركت كنيم و بعد خاموش بمانيم. گوش كنيد اين تجربه كسي است كه 33 سال فعاليت سياسي كرده، و 14 سال آن را در زندان به سر برده است. ما نياز به گفتوگو و تحمل مخالف داريم. درست است كه ما آسمان پرستارهاي داريم اما زمين ما تاريك است. ميشود يك شعار داد و كار را تمام كرد اما بايد ديد كه نتيجهاش چه ميشود".
وي در ادامه با اشاره به شقه شقه شدن جنبش دانشجويي گفت: "دانشجو بايد خاستگاه تعاملات باشد. يك طرفه كردن شعارها به جايي نميرسد. اگر دانشگاه نتواند فضاي گفتوگو را فراهم كند، ناچارا بايد شاهداين گونه مراسم ها و در اين شرايط باشيم".
بهروز كريميزاده، از ديگر فعالان دانشجوي دانشگاه تهران نيز طي سخناني گفت: "دانشجو، بلندگوي اعتراض آزاديخواهان است. خواسته ما آزادي تشكلها و بركناري برخي مسوولان و روساي انتصابي دانشگاهها، لغو تمام احكام مربوط به فعالان سياسي دانشجو، آزادي فعاليتهاي اجتماعي در عرصه عمومي و مهمتر از اينها مخالفت با هر گونه دخالت خارجي از هر طريق است".
مهدي امينيزاده دانشجوي ستاره دارنيز در اين تريبون آزاد دانشجويي گفت: "منع تحصيل دانشجويان تحت عنوان ستاره دار ظلم بسيار بزرگي است كه نبايد در مقابل آن ساكت ماند".
وحيد عابديني، عضو سابق انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران نيز در ادامه و در واکنش به طرح شعار "آزادي، مساوات، تحريم انتخابات" گفت: "قرار بود اينجا تجمع همه نيروهايي باشد كه به دموكراسي و استقلال دانشجويان معتقدند. قرار نبود در مورد تحريم انتخابات صحبت شود".
علي عزيزي از دانشجويان ممنوعالورود شده به دانشگاه اميركبير نيز در اين تريبون آزاد گفت: "محروميت دانشجو از تحصيل، حذف منتقدان از دانشگاه است. اين حركتها در جهت خفه كردن صداي دانشجو است. با اين كارها ميخواهند پايگاه دانشجويان منتقد را در دانشگاهها تسخير كنند".
علي سياسي راد نيز طي بياناتي وضعيت حاكم بردانشگاه و نوع مديريت در دو سال گذشته را واجد انتقادات شديد دانست.
شعار اتحاد بدهيم
سعيد حبيبي، دبير سابق دفتر تحكيم وحدت در ادامه اين تريبون آزاد دانشجويي گفت: " 16 آذر روز دانشجو و روز ماست. ما حق داريم در روز خود، اعتراض كنيم. چراكه اعتراض حق ما و شرط وجود ماست".
وي افزود: "سخنم با شما دانشجويان است و نه مسوولان. اگر ميخواهيم مشكلاتمان حل شود، بايد بپذيريم كه همه جنبشهاي اجتماعي وارد اين مبارزه شوند. جنبش دانشجويي که گروه پيشرو است ميتواند جنبش زنان و كارگران را با هم پيوند دهد".
حبيبي سپس در واكنش به درگيري چند دانشجو در تجمع گفت: "به اختلافات دامن نزنيد، امروز روزدعواي ما نيست، شعاراتحاد بدهيد".
حبيبي سپس با بيان اينکه مخاطب وي "وزير علوم و رئيس جمهور نيست"، گفت: "وزير علوم کوچکترين لياقت و کياستي براي اداره اين وزارتخانه ندارد، احمدي نژاد هم به نظر من هيچ گونه مشروعيتي ندارم. روي صحبت من با شما دانشجويان است".
او سپس با اشاره به نقش ويژه جنبش دانشجويي افزود: "دانشگاه فقط مسائل صنفي خودش را دنبال نمي کند. اولين قدم ما مسائل صنفي است و دومين قدم مسائل سياسي، و سومين قدم ما زمينه سازي براي تغييرات بنيادين اجتماعي است".
حبيبي در پايان گفت: "امروز زمان صحبت کردن آرام نيست بلکه امروز روز فرياد زدن در اقصي نقاط کشور است".
در بخش ديگري از اين مراسم همچنين نامه ناصر زرافشان خطاب به دانشجويان معترض خوانده شد. در بخشي از اين نامه كه توسط مرتضي اصلاحچي، دبير انجمن اسلامي دانشگاه علامه قرائت شد آمده بود: " 16 آذر را در شرايطي گرامي ميداريم كه برخوردهاي بسته تمام قد خود را در برابر جامعه و نيازهاي رو به رشد و پيشرفت آن قرار داده؛اما دقيقا در همين شرايط زنده نگه داشتن ياد و خاطره آرمانخواهي و مبارزات دانشجويي ضروريتر و موكدتر از هميشه است".
در ادامه پيام دكتر ابراهيم يزدي دبير كل نهضت آزادي ايران توسط يكي از دانشجويان قرائت شد. در بخشي از اين پيام آمده بود: "ما مهمترين وظيفه دانشجويان و دانشگاهيان را دفاع از «آكادمي آزاد» به عنوان يك مفهوم مدرن ميدانيم و معتقديم تمامي طيفهاي مختلف سياسي فعال در دانشگاهها بايد بر سر اين هدف به اشتراك در نظر و ائتلاف در عمل برسند".
مراسم در اينجا و با توجه به اعلام خاتمه آن توسط دفتر تحكيم وحدت، به پايان رسيد، اما نگهبانان قفل و زنجير به دانشجويان اجازه خروج ندادند. اين مسئله موجب راهپيمايي دانشجويان در داخل دانشگاه و تجمع آنان در مقابل در اصلي و در 16 آذر شد.
ماموران علت جلوگيري از خروج دانشجويان را شلوغ شدن خيابان اعلام مي كردند. آنها خطاب به دانشجويان مي گفتند: "اگر اجازه دهيم بيرون برويد با اين جمعيت انقلاب مي شود".
در همين حال به عده اي از دانشجويان فعال اطلاع دادند كه قصد دستگيري آنان وجود دارد؛ خبري که تا زمان تنظيم اين خبر گزارش، کسي اطلاعات بيشتري از آن نداده است.
گفتني است که مراسم امروز در حالي برگزار شد كه بسيج دانشجويي نيز خبر از تجمع ديگري با همين عنوان و در همين ساعت در همان محل و مقابل دانشكده فني با سخنراني رحيم پور ازغدي، از گردانندگان روزنامه کيهان داده بود كه به علت عدم استقبال خود به خود برگزار نشد.
در آغاز اين تجمع، دانشجويان به سه دسته كرد ها، چپ ها و طرفداران دفتر تحكيم وحدت تقسيم شده بودند و هر يك نيز شعارهاي خود رامي دادند. عده اي از تحريم و عده اي از شركت در انتخابات مي گفتند. عده أي هم شعار هاي چپ مي دادند. اما اين انشقاق در ادامه مراسم با سخنراني سعيد حبيبي، نيكو نسبتي، تقي رحماني و.. .. از بين رفت و شعارها هماهنگ شد.
به گفته برخي از دانشجويان از چند روز پيش تلفن هايي به برخي از فعالان دانشجويي شده و آنان از حضور در تجمع منع شده بودند. به نظر نمي رسيد کسان زيادي به اين تلفن ها ترتيب اثر داده باشند.
تجمع دانشجويان تا ساعت 5 طول كشيد. پس از آن كم كم دانشجويان اجازه يافتنداز دانشگاه بيرون بيايند. اما حضور نيروهاي امنيتي همچنان تا دير وقت شب پر رنگ بود.
شنبه 1385/09/25
16 ي سه رما وه ز (16 آذر روز دانشجو)
16 ي سه رما وه ز (16 آذر روز دانشجو)
پيروز بي مبارک باد
این متن به ۲ زبان فارسی و کردی نوشته شده است.
زبان کردی
دروشمي "زانکو زيندووه" هه ر له ئيستاوه له سه ر پلاکارده کان نوسراوه و له نيو زانکوکان دا هه لپه سيردراوه.ئه وه سه مبولي راستيه کي حاشا هه لنه گره که : هه ر ئيستا له ئيران زانکوکان له ژير فشاري ديکتاتوره کان دا په له قا ژه يانه.هه ر له پا ره که وه که ده نگي فاشيسم ده هات ،ئه و رو به ته واوي جيي خوش کردو.وه ده رناني ماموستايان و خوينکاراني سيکولار ،بانگ کردنيان بو دادگا ،راگرتني چاپه مه ني ،ئه ستيره دار کردني خويندکاران به تاواني سياسي،دا مه زراني ريخراوه ي سه رکوت له زانکو و ... که نيوي "شورشي فه رهه نگي 2 "وه ميان لي ناون ،هيماي ئه و خوله يه.
بزوتنه وه ي خويندکاران له ئيران و کونفدراسيوني خويندکاراني ئيراني له ئوروپا و ئه مريکا که له 1324 هه تا به ر له ئينقلابي 57(1979) ئه کتيو بوو،پاش شورشيش له هه مبه ر زولم و ديکتاتوري و فاشيسم را وه ستا و کا ره ساتي 18ي پو شپه ر و ... لي که و ته وه.
له کوردستاني ژير ده سه لاتي ئيرانيش ،خويندکاراني پيشووي زانکو تاران (مه لا ئاواره،شه ريف زاده و...)له سالاني( 7-1346) بزوتنه وه يه کي چه کدارانه يان ريکخست و له هه مبه ر نايه کساني و گه نده لي و زولم دژي گه لي کورد نا ره زايه تيان ده ريري.ئه وان له و ما وه يه دا کوميته ي شورشگيري حيزبي ديموکراتي کوردستاني ئيرانيان (که توشي قه يران ببو دواي روخاني کومار) دا مه زراند.له سالي 1384 يش دا ،خويندکاراني کورد له زانکو تاران و کوردستان چه ند جاران له هه مبه ر جينا يه تي رژيم زانکويان له ژير پيي و به سرودي" ئه ي ره قيب " له رزاند.
ئه و ساليش له ئيران ،هه ر وه ک سالاني رابردو ،خويندکاراني کورد رق و تووره يي خويان ده رحه ق به دريژه ي سيا سه تي چه په لي رژيم له 16 ي سه رما وه ز ده رده برن.
----------------------------------
زبان فارسی
16 آذر
"دانشگاه زنده است" عنواني است که با ماژيک قرمز از همين امروز بر روي پلاکاردهايي در دانشگاه تهران و دانشکده هاي علوم اجتماعي و ... به چشم مي خورد.اين نماد بيانگر آن است که اتفاقا دانشگاه در خفقان است و صداي پاي فاشيسم که از پارسال به گوش مي رسيد امسال تا حد زيادي جا خوش کرده است.اخراج اساتيد و دانشجويان ،احضارهاي متعدد،تعليق نشريات و انجمن ها ،دانشجويان ستاره دار ،استقرار نهادهاي سرکوبگر خارج از دانشگاه در محيط دانشگاه ،انتصاب هاي متعدد و ... که آن را تحت عنوان" انقلاب فرهنگي دوم" نام مي برند نشانه اين دوره است.
جنبش دانشجويي در ايران و کنفدراسيون دانشجويان ايراني در اروپا و امريکا که از 1342 تا اوايل انقلاب 57(1979) فعال بود ،بعد از انقلاب نيز در مقابل استبداد حکومت ايستادگي کرد و چه بسا در مواردي مانند 18 تير خونها دادند.
در کردستان تحت سلطه ايران نيز دانشجويان سابق دانشگاه تهران (ملا آواره،شريف زاده ...) در 7-1346 جنبش چريکي راه انداخته و نسبت به نابرابري و تبعيض و نقض حقوق ملي کردها اعتراض کردند.آنها شاخه انقلابي حزب دمکرات کردستان ايران را که از مدتها قبل دچار رکود شده بود زنده و تاسيس کردند.در سال 84 نيز کردها در چندين مورد در سطح دانشگاه تهران و کردستان به موارد متعدد نقض حقوق بشر اعتراض کردند.
امسال نيز در ايران همانند سالهاي قبل کردها خشم خود را از تداوم سياست هاي فاشيستي و استبدادي در 16 آذر ابراز خواهند داشت.
شنبه 1385/09/25
دخالت ها بي جا در همه عرصه ها
سهشنبه، 7 آذر 1385 در اقدامي بي سابقه پنجاه و سه نفر از اساتيد دانشگاه علم و صنعت تهران با صدور حکم بازنشستگي مواجه شدند .
اميرحسين بهروز، عضو شوراي مرکزي انجمن اسلامي دانشگاه علم و صنعت با اعلام اين خبر به خبرنگار ادوارنيوز گفت: امروز از طريق يکي از اساتيد مطلع شديم که متاسفانه مسئولان دانشگاه در يک اقدام غيرعادي براي 53 تن از اساتيد که اکثرا داراي وزن علمي بالا هستند حکم بازنشستگي صادر کرده اند .
بهروز ضمن محکوميت اين اقدام از سوي انجمن اسلامي اين دانشگاه با اشاره به اينکه دکتر احمدي نژاد از اساتيد اين دانشگاه بوده است و ارتباط ويژه اي با مسئولان جديد اين دانشگاه دارد، از چنين اقدامات مداخله گرايانه و غير منطقي از سوي دولت و وزارت علوم ابراز تاسف کرد .
در اقدامي ديگر مداخلات بي جاي حکومت در انتصاب رئيس فدراسيون فوتبال باعث محروميت تيم ملي ايران از تمامي رقابت هاي بين المللي شد.در اين حال تازه مقامات متوجه اشتباه فاحش خويش و توجيه اين حماقت شده اند.
در اقدامي ديگر ترم قبل آيت اله عميد زنجاني در حکمي به رياست دانشگاه تهران رسيد.اخيرا نيز در حکمي کچوئيان به مديرت گروه جامعه شناسي دانشکده علوم اجتماعي دانشگاه تهران رسيده است.ايشان از تحصيل کرده هاي حوزه بوده و به شدت با جامعه شناسي در تضاد ست.همين بس که وي مدافع سنت و مخالف سر سخت مدرنيته است در حالي که موضوع جامعه شناسي مدرنيته و دمکراسي است نه سنت و ديکتاتوري و استبداد.
هم اکنون در سنندج نيز به برکت سفر احمدي نژاد رئيس دانشگاه کردستان و بسياري از مديريت ها دچار تغير و تحول شده اند.اين کار ضربه مهلکي به عرصه عمومي زده و عصر وحشت بعد از انقلاب فرانسه را در اذهان زنده مي کند که انقلابيون ترور و وحشت را بر جامعه حاکم نموده و عرصه عمومي و خصوصي را مورد تجاوز قرار دادند.
هم اکنون حاکميت در صدد اجراي فاز 2 انقلاب فرهنگي است و خواستار نابودي همه آزادي خواهان است.انقلاب فرهنگي را براي اولين بار مائو مطرح کرد و با اين کار مخالفان خود را سرکوب مي کرد.هم اکنون ايران نيز که همواره عناصر مخرب علم و تکنولوژي و فرهنگ را از خارج گرفته به تبعيت از آنها وارد تمامي امرات زندگي مردم شده و کارخانه و دانشگاه و بقالي و خدمه ها را به ميل خود دستکاري مي کنند.جالب اينجا است که آنها ادعاي عدالت و آزادي و برابري نيز دارند.
شنبه 1385/09/11
حكم جلب بيست مقام ايراني
با اظهار خيالپردازيهاي جديد شاهد C ميكونوس در پرونده انفجار آميا، دادستان آرژانتين، حكم جلب حدود بيست تن از مقامات جمهوري اسلامي را صادر كرده و احتمال افزايش اين تعداد نيز ميرود.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، اين حكم دستگيري بنا بر ادعاهاي جديدي از ابوالقاسم مصباحي، شاهد C پرونده دادگاه ميكونوس صادر شده است. وي در ادعاي جديد خود، اعلام كرده كه در شهريور سال 1373 جلسه شوراي عالي امنيت ملي در مشهد با حضور تعدادي از مسئولان بلندپايه نظام، رئيسجمهور وقت، اكبر هاشمي رفسنجاني، وزير اطلاعات وقت، علي فلاحيان و وزير خارجه وقت، علياكبر ولايتي، تشكيل شده است.
به ادعاي شاهد C، در اين جلسه بنا بر مصوبه اين شورا، به سفارت جمهوري اسلامي ايران در بوينوس آيرس، دستور داده ميشود كه امكانات و مقدمات لازم براي انفجار دو مركز يهودي «AMIA» و «DIMA» فراهم كند و به اعضاي سفارت نيز گفته ميشود كه نيازهاي ديگر خود را از طريق حزبالله لبنان براي انفجار اين دو مركز تهيه كنند. اين در حالي است كه جلسات شوراي عالي امنيت ملي در مشهد برگزار نميشود.
در اكتبر سال 2005، حكم جلب بينالمللي دوازده نفر از مسئولان ايراني از سوي اينترپل لغو شد، اما يادآوري شد كه اگر قاضي آرژانتيني ديگري به غير از گاليانو، كه فساد وي ثابت شده است، حكم جلبي براي آنان صادر كند، اينترپل دوباره آن را پيگيري خواهد كرد.
هماكنون نيز «رودولقوكاتي كاكورال»، قاضي دادگاه فدرال آرژانتين، بنا بر اظهارات ابوالقاسم مصباحي، براي بيست نفر از مقامات ايراني حكم جلب صادر كرده و مدارك آن كه به زبان اسپانيايي هستند، در حال ترجمه به انگليسي است و علاوه بر اظهارات جديد، شامل همه مدارك مشابه قبل ميباشند.
مصباحي پيشتر ادعا كرده بود، «كارلوس منم»، رئيسجمهور سوريتبار اسبق آرژانتين، مبلغ ده ميليون دلار از مقامات ايراني رشوه گرفته است، اما نتوانست بانك و حساب بانكي را كه اين مبلغ ادعايي به حساب «منم» واريز شده، مشخص كند و طبعا اين اظهارات، فاقد صحت تشخيص داده شد.
ادعاهاي خيالپردازانه مصباحي، در حالي است كه آرژانتين در اواخر دهه 80 و اوايل دهه نود كه «كارلوس منم» رياستجمهوري اين كشور را عهدهدار بود، در پي مشكلات شديد اقتصادي، تغييرات 180 درجهاي در سياستهاي خود ايجاد كرد و «كارلوس منم»، قرارداد خريد رآكتور تحقيقاتي هستهاي براي دانشگاه تهران، بين ايران و آرژانتين را كه پيش از رياستجمهوري او به امضا رسيده بود، به صورت يك طرفه لغو كرد.
او همچنين آرژانتين را از جنبش غيرمتعهدها خارج و عمده سياستهاي منطقهاي و جهاني خود را با انگليس و آمريكا منطبق كرد.
«منم» كه به عنوان طراح اصلي سياستهاي آمريكايي در منطقه شهرت يافته بود، تحت تأثير شديد سرمايه سيصد هزار نفر يهودي آرژانتيني قرار داشت كه بر اين اساس، جمعيت سي ميليوني آرژانتين را با اقتصاد بيمار اين كشور زنده نگه داشته بود.
به نظر ميرسد يكي از دلايل اين قبيل رفتارهاي ظالمانه با ايران، برخي حركتهاي غيراصولي و نادرست وزارت خارجه و گسترش يكطرفه سفارتخانهها و مراكز فرهنگي ايران در آمريكاي جنوبي بدون در نظر گرفتن شرايط برابر است؛ از جمله در حالي كه بيش از يك دهه از راهاندازي سفارتخانه ايران در شيلي ميگذرد، هنوز اين كشور سفارت خود در ايران را راهاندازي نكرده و پنج كشور ديگر آمريكاي جنوبي، نيز شرايط خاص خود را دارند
شنبه 1385/09/11
ديپلمات ايراني در آستانه تحويل به آمريكا
فشارهاي گسترده آمريكا و برخي اقدامات بينتيجه، نصرالله تاجيك، ديپلمات ايراني مقيم لندن را در آستانه تحويل به مقامات قضائي آمريكا قرار داده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب» در لندن، احتمال تحويل تاجيك 52 ساله، سفير پيشين جمهوري اسلامي در اردن، به مقامات آمريكا از سوي لندن افزايش يافته است.
چندي پيش، مأموران جاسوسي HomeLand Security آمريكا، به بهانه فروش دوربينهاي ديد در شب به تاجيك، به ارزش 197 هزار دلار، با وي مذاكراتي داشته و از آن فيلم و نوار تهيه كردهاند.
اكنون با توجه به غيرقانوني بودن فروش چنين مواردي از سوي كمپانيهاي آمريكايي به ايران، دولت انگلستان كه از جولاي سال 2003، موافقتنامه استرداد مجرمان به آمريكا را به امضا رسانده و تاكنون نيز نود نفر را بنا بر اين موافقتنامه به آمريكا بازگردانده، خود را درگير تحويل تاجيك به آمريكا كرده است.
اما نكته عجيب اينكه دادستان انگليسي، قصد دارد با اشاره به كشف دوربينهاي ديد در شب در لبنان، اين پرونده را به حزبالله لبنان پيوند زند تا چنين تلقي شود كه تاجيك، قصد ارسال دوربينهاي ديد در شب آمريكا به گروه حزبالله را داشته كه از نظر آمريكا يك گروه تروريستي است.
به نظر ميرسد هدف آمريكاييها، به دست آوردن اطلاعات از اين ديپلمات ايراني مقيم لندن است؛ اطلاعاتي كه بتوانند با به دست آوردن آنها، منابع اطلاعاتي خود را از ايران افزايش دهند. آنان به زعم خود گمان ميكنند او ميتواند اطلاعات ارزشمندي در اختيار آمريكا در مورد وضعيت ايران قرار دهد.
وزارت خارجه ايران، در آغاز از وكلايي كه پيشتر وكالت براي تروريستهاي «القاعده» را داشتند، استفاده كرده بود و سپس با قرار دادن وثيقه نيم ميليون پوندي، تاجيك را پس از يك هفته اقامت در زندان تروريستي متروپليتن آزاد كرد.
هرچند اكنون «آلن جونز» باريستر متبحر استرداد مجرمان در سيستم قضايي انگليس، وكالت تاجيك را بر عهده گرفته، ظواهر نشان ميدهد كه قصد انگليسيها و آمريكاييها بازگرداندن نصرالله تاجيك است تا بتوانند به اميال خود برسند.
هماكنون 4 دسامبر (يك هفته ديگر) براي تشكيل دادگاه اين ديپلمات ايراني تعيين شده و در صورتي كه وزارت خارجه اقدام قابل توجهي انجام ندهد، تاجيك به آمريكا منتقل خواهد شد.
گفتني است، عملياتي كه مأموران جاسوسي وزارت كشور آمريكا در لندن انجام دادهاند، اولين نوع از اين چنين عملياتي است كه آنها تاكنون در تاريخ انگليس انجام دادهاند. اين عمليات نيروهاي آمريكايي در خاك انگليس توسط سازمانهاي حقوق بشر اين كشور، شديدا مورد انتقاد قرار گرفته است.
«گري مول گريو»، بانكدار آمريكايي، «ديويد برمينگهام» از سهامداران كمپاني آمريكايي«انرون»با توجه به وكلاي برجسته اي كه در اختيار داشتند،
شنبه 1385/09/11
رژێمی ئیسلامی ئێران بهردهوامه له ئهشکهنجهی زیندانیانی کورد
2006 10 29 - 20:23
له زیندنانهکانی مهریوان و ورمێی رۆژههڵاتی کوردستان گوشار و ئهشکهنجه له سهر زیندانیهکانی سهر به پهژاک زیادی کردووه.
به پێ ههواڵی گهیشتوو له مهریوانهوه ، له ماوهی ڕۆژانی ڕابردوودا، کاربهدهستانی ئیتڵاعات و ئاسایشی کۆماری ئیسلامی، گوشاریان بۆ سهر زیندانیهکانی پهژاک لهو زنیدانهدا پهره پێداوه.
ههروهها ڕاگهیهنرا زیندانیهکانی دهستگیر کراوه ماوهی دواییهدا، زۆر له ژێری ئهشکهنجهن و ، مافی وهرگرتنی پارێزهریشیان نیه.
شایانی باسه که دیداری زیندانیهکان لهتهک بنهماڵهیان بۆ ئهو زیندانیانهش قهدهغه کراوه.
سه شنبه 1385/09/07
حقوق بشر در ایران
دويچه وله در اين زمينه گفتگويى داشت با محمود رفيع دبير جامعهى دفاع از حقوق بشر در ايران كه آن را در زير مىخوانيد.
دويچه وله: جمهوری اسلامی ایران ظرف یکهفته دوبار از طرف نهادهای مهم به نقض حقوق بشر متهم شده است. هفتهی گذشته پارلمان اروپا و اینک سازمان ملل با صدور قطعنامهای نسبت به وضعیت حقوق بشر در ایران ابراز نگرانی کردهاند. به عنوان یک فعال حقوق بشری، این موضعگیریها را چگونه ارزیابی میکنید؟
محمود رفيع: ما مثبت ارزیابی میکنیم. مجمع عمومی سازمان ملل، یعنی کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل با هفتاد رای موافق به این قطعنامه رای داد. آنان این مسئله را ۲۷ سال جلوی خودشان داشتند و نقض حقوق بشر آشکارا در ايران انجام میشد و چیز جدیدی نیست. جز یک یا دوبار، تا آنجایی که من به خاطر دارم، مجامع بینالمللی رای دربارهی نقض حقوق بشر در ایران را مسکوت گذاشتند. تحت عنوان اینکه پشت پرده یک مقدار مذاکراتی داشته باشند، شاید اینها رام بشوند یا آرام بشوند و کوتاه بیایند در بعضی از مسایل که نقض حقوق بشر هست، ولی در واقع این چیز جدیدی نیست و ما این را مثبت ارزیابی میکنیم و خوشحالیم که هم کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل و هم پارلمان اروپا به این رای مثبت دادند.
دويچه وله: سازمان ملل در قطعنامهی اخیر خود از دولت ایران خواسته است که حق آزادی بیان را رعایت کند و به کاربرد شکنجه و مجازاتهای بیرحمانه پایان بدهد و نیز همچنین به تبعیضهای مذهبی، قومی و جنسی. سازمانهای حقوق بشری در این زمینههایی که یاد شد، چه بیلانی را ارائه میدهند؟
محمود رفيع: در جامعهای که در آنجا اقلیتهای قومی و مذهبی وجود دارد، نمیتوان از یک قانون اساسی صحبت کرد که این قانون اساسی وابسته به یک بینش خاص یا یک ايدئولوژی خاص و یا یک مذهب خاص باشد. در واقع صحبت من و یا صحبت سازمانهای حقوق بشری و انسانهایی که در ایران و اقلیتهایی که در ایران در رابطه با مسئلهی حقوق بشر کار میکنند و مخالفین رژیم جمهوری اسلامی، اینها در واقع مسئلهی قانون اساسی جمهوری اسلامی را زیر سوال بردهاند، تحت اين عنوان که این قانون اساسی مغایرت با تمام موازین و قوانین بینالمللی دارد. قانون اساسیای که از دست بریدن، از سنگسار کردن، از زندان کردن، از شکنجه دادن بعنوان تعزیر صحبت میکند، در واقع مغایرت با حقوق بشر دارد.
یک مسئلهی دیگر هم من اینجا اضافه کنم، در رابطه با این دو قطعنامهای که در پارلمان و مجمع عمومی سازمان ملل تصویب شد، جامعه دفاع از حقوق بشر اسناد و مدارکی را ارائه داد هم به پارلمان اروپا و هم به مجمع عمومی سازمان ملل و به آن کمیسیونی که در رابطه با نقض حقوق بشر کار میکند و در این اسناد ما در رابطه با زندانیان سیاسی و بستن روزنامهها و وضع سندیکاهای کارگری در ایران، مطبوعات و کتاب و مسئلهی زنان و در رابطه با اقلیتهای قومی و مذهبی ما به تفصیل در آنجا نقض حقوق بشر را ارائه دادیم و بعد به اقلیتهای مذهبی، یهودیها، عیسویها، صوفیها و بهاییها در آنجا استناد کردیم. البته اين کار جامعه دفاع از حقوق بشر تنها نیست، بلکه سازمان امنستی اینترنشنال، یعنی سازمان عفو بینالملل و گزارشگران بدون مرز و سازمانهای دیگر هم به مرور در عرض این یکسال این کار را کردهاند. این ۴۰ صفحهای را که ما به عنوان گزارش ارائه دادیم، در آن این مسئله را آوردهایم که بعد از آمدن آقای احمدینژاد بعنوان رییس جمهور وضع نقض حقوق بشر در ایران به مراتب بدتر شده است. کابینهى آقای احمدینژاد، اگر نگاه بکنید، از یک کابینهی امنیتی و اطلاعاتی تشکیل شده است. وزیر اطلاعات رژیم جمهوری اسلامی، آقای محسن اژهای، حرف بسیار جالبی زده و آن حرفش در واقع اولین حرفیست که زده بعد از انتخابش و ادعا کرد که نهادهای موازی دیگر وجود ندارند. برای ما مسلم بود که این نهادهای موازی، یعنی آن کابینهی سایه که مخفیانه کار میکرد، تیم سرکوب، بستن روزنامهها و شکنجهها و غیره زیر دست همین کسانی بوده که امروز بر مسند کار هستند. یعنی نهادهای موازی که وجود داشته، در رابطه با زندانهای مخفیای که وجود داشت، نه زندانهای دولتی، بلکه زندانهای مخفی، امثال سرکوهی، سیامک پورزند، عزتاله سحابی و عده زیادی از دانشجویان را اول اینها زندانی میکردند و بعد تفتیش عقاید میکردند و ازشان فیلم برمیداشتند، الان دیگر لازم نیست این کار را بکنند، الان زندان اوین را دارند، بند ۲۰۹ را دارند و آن کارهایی که باید انجام بدهند، انجام میدهند.
من یک اشاره دیگری بکنم، ۶ نفر، یعنی بیش از ۶ نفر، از استاندارهای ایران کسانی بودند که در واقع مسئولین زندانها بودند. آقای مصطفی پورمحمدی یک پرونده خیلی خیلی روشنی دارد در سرکوب مخالفین جمهوری اسلامی در قتل عامی که در سالهای ۶۰ اتفاق افتاد و آقای پورمحمدی یکی از آن ۳ نفر کمیسیونی بود كه با زندانیها مصاحبه میکرد. آقای صفار هرندی کسی بود که در تیم آقای حسین شریعتمداری، مدیر روزنامه کیهان، که پرونده ساز و بازجوی زندانیها بود، با آن تیم کار میکرده. این قطعنامهای را که اروپا داده، یعنی پارلمان اروپا داده و کمیته سوم مجمع عمومی سازمان ملل بر مبنای این مسایلیست که، گفتم در ابتدا، اینها آشکارا نقض حقوق بشر میکنند و این قطعنامهها در آنجا صادر شده.
دويچه وله: مقامات جمهوری اسلامی مفاد این قطعنامهى سازمان ملل را رد و تقبیح کرده و متقابلا کانادا را که مبتکر ارائه قطعنامه به سازمان ملل بوده، به نقض حقوق بشر متهم کردهاند. ارزیابی شما از واکنش ایران چیست؟
محمود رفيع: دولت ایران مرتب رد میکند. اینها در واقع دور نقض حقوق بشر خودشان هالهای کشیدهاند. الان یاد کابینهى آقای احمدینژاد و دولت ایران افتاده که اسکیموها در کانادا تحت فشار قرار گرفتهاند. میتوانند تحت فشار قرار داشته باشندد، اما این ربطی به اين ندارد که شما در ایران نقض حقوق بشر میکنید. من معتقدم که اینها در واقع بازیهایی سیاسیست که میکنند و این بازی سیاسی را دیروز یا پریروز شروع نكردند، بلکه مدتهاست که این را انجام میدهند. این یک بازیست. به این بازی نباید تن داد، بلکه باید قطعنامههایی را تایید کرد که علیه نقض حقوق
سه شنبه 1385/09/07
ده ست تیوه رده کانی ئیران و سوریا و سعودیا ره تده که ینه وه
|
حهسهن شهمهری: دهست تێوهردانهكانی ئێران و سوریا و سعودیا رهتدهكهینهوه
حهسهن شهمهری، ئهندامی ئهنجومهنی نوێنهران له حزبی فهزیلهی عێراقی، دهست تێوهردانی وڵاتانی ئێران و سوریا و سعودیای لهكاروباری ناوخۆی عێراق رهتكردهوه و ئهوهی راگهیاند كه ئهو دهست تێوهردنانه دهبێته تێكچوونی بارودۆخی عێراق، ههروهها شهمهری لێبوردنی لهو تاوانبارانه رهتكردهوه كه تاوانیان له دژی رۆلهكانی گهلی عێراق ئهنجامداوه و ئهوهی راگهیاند كه لێبوردن لهمانه لهگهل یاسا ناگونجێ. . |
|
دوشنبه 1385/09/06
راه شهید دکتر قاسملو و همه ی شهیدان کردستان تا احقاق اهدافشان ادامه دارد.
راه شهید دکتر قاسملو و همه ی شهیدان کردستان تا احقاق اهدافشان ادامه دارد.
دوشنبه 1385/09/06
جینایه تێكی تازه ی رژیم له مه ریوان
جینایه تێكی تازه ی رژیم له مه ریوان
نیروهای انتظامی رژیم در نقطه صفر مرزی در روستای مرانه روز یک شنبه مورخه25/5/1385 شمسی یک نفر را کشته ودو نفر را مجروح نمودند.
محمود لاله احمد 25 ساله اهل روستای سردوش هنگامی کشته می شود که همرا باقاطرش بدون اینکه هیچ باری را حمل بنماید در حال ورود به روستای مرانه می باشد که نیروهای انتظامی جلوش را به قسد اخذ رشوه می گیرند و فورا به سوی وی شلیک می کنند و اورا زخمی می نمایند. سپس مردم روستای مرانه محمودرا به به بیمارستان مریوان انتقال می نمایند که به علت شدت جراحات نامبرده جانش را از دست می دهد.ناگفته نماند که همان نیروها ساعاتی پیش در همان نقطهمثل گردنه گیرهای قلدر جلو شماری دیگر از کاسبکاران زحمتکش منطقه را گرفته و به سوی آنها تیر اندازی نموده که در نتیجه 2 تن از آن کاسبکاران نیز زخمی شده بودند. هم اکنون مردم روستاهای مرانه. اسکول ، سردوش بیمارستان را به محصره در آورده اند و خواهان رسیدگی به کشتار و جنایت نیروهای انتظامی در منطقه هستند، ناگفه نماند که رژیم نیز نیروهای گارد ویژه و لباس شخصیهای زیادی را به محل بیمارستان آورده تا هر نوع اعتراض مردم را در دم سر کوب بنمایند، در این میان بخشدار مرکزی سعی نمود تا با سخنانی خشم مردم خشمگین و داغدیده را فروکش بنماید ولی مردم رو به بخشدار گفتند،کی جوابگوی این همه جنایت و کشتار است ؟ کی جواب گوی خانواده های قربانیان دست نیروهای انتظامی می باشد؟ دیروز در ساوجی جنایت ، امروز در مرانه ، فردا در بایوه و جاهای دیگر ، تا تنظیم این خبر یعنی ساعت 11 شب وضع همچنان نا آرام می باشد.وخبر از اتش زدن پایگاه سردوش به دست اهالی روستاهای اطراف و هر لحظه بر تعداد نیروهای امنیتی و ولباس شخصی از یک طرف و و بر شمار مردم معترض ارطرفی دیگر در دور و بر بیمارستان افزوده می شود.



.jpg)














